چندوقت پیش رفته بودیم یزدرفتیم چک چک توغاره یه ظرف آتیش بود دورشم سنگ ماهم برامسخره بازی
سنگارومی ریختیم توآتیش وصلوات می فرستادیم بعددوتاخانومم اومدندوهمین کاروکردندماداشتیم ازخنده
غش می کردیم که یه زرتشتی بهشون گفت دارید اشتباه می کنیدنه واقعا فک نکردندکه زرتشتیا وچه به
صلوات
تاريخ : جمعه 21 تیر 1392 | 16:59 | نویسنده : حالایه چیزی هست |
ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By Pichak :.
