تاریکی اتاقم شکسته میشود با نوری ضعیف....
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد....
ازین صدا متنفر بودم اما....
چشم هایم رامیمالم....
new message....
تا لود شود آرزو میکنم....کاش تو باشی....
سکوت میکنم....آرزوی بی جایی بود!!!!
تاريخ : چهارشنبه 26 تیر 1392 | 15:16 | نویسنده : حالایه چیزی هست |
ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By Pichak :.
